عسلک 77
دل تو مثل دلم اينهمه دلتنگ كه نيست ، تا نباشد رایگان عمرت گروگان کسی ، زندگی دفتری از خاطره هاست ،یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ، یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ، چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ، ما همه همسفریم . اگر دریای دل ابیست تویی فانوس زیبایش اگر ایینه یک دنیاست تویی معنای دنیایش تو یعنی چتری از احساس برای قلب بارانی اگر چه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی یکدفعه مرا به داخل آب انداخت فریاد زدم کمک! که یک مرتبه عشق چون ماهی کوچکم به قلاب انداخت عقلم نرسید و زود نفرین کردم بر آنکه در آب و آنکه قلاب انداخت ... گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای بایش روی دل جا مانده بود ...... بيا اي دل کمي وارونه گرديم براي هم بيا ديوونه گرديم شب يلدا شده نزديک اي دوست براي هم بیا هندونه گرديم آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را مي رسد روزي كه بي من سر كني مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ... بر بزن یکبار دیگر حکم کن اما نه بی دل! حکم دل: هرکه دل دارد بیاندازد وسط من و تو دلهایمان را رو کنیم دل که روی دل بیفتد عشق حاکم میشود پس به حکم عشق بازی میکنیم این دل من رو کن حالا دلت را دل نداری؟ بر بزن اندیشه ات را حکم لازم: دل گرفتن دل سپردن هردو لازم عشق لازم عشق لازم... در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یک متروکه را الماس بود کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
یک نفر هست که از پنجرهها نرم و آهسته مرا میخواند گرمی لهجه بارانی او تا ابد توی دلم میماندیک نفر هست که در پرده شب طرح لبخند سپیدش پیداست مثل لحظات خوش کودکیام پر ز عطر نفس شببوهاست یک نفر هست که چون چلچلهها روز و شب شیفته پرواز است توی چشمش چمنی از احساس توی دستش سبد آواز است یک نفر هست که یادش هر روز چون گلی توی دلم میروید آسمان، باد، کبوتر، باران قصهاش را به زمین میگوید یک نفر هست که از راه دراز باز پیوسته مرا میخواند من چقد خوشبختم که به او دل دادم بی هراس و تردید ، باورش می دارم چه دلی داشت ز من ، نتوان باور کرد گله هایی می کرد که توانم کم کرد دوری چند روزه ، چقدر آزارش داد که غریب و آشنا ، نام مجنونش داد آن همه شادابی ، از وجودش دست شست نا امیدی و درد ، روح او را آشفت
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه
! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه !
نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من
سوختم
![]()
من که گفتم این پرستو مردنی است
من که گفتم
ای دل بی بند و بار
عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار
آه عجب کاری به دستم
داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل ![]()
می شكند بغضــمـــــ یك وقت !!
آنگاه غرقـــــ می شوی
در سیلابـــــ اشكهایی كه
بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !! . . .
![]()
بخدا جنس دلم مثل دلت سنگ كه نيست
همه حرفات پر كذب و پرنيرنگ و فريب
عشق من مثل تو و عشق تو بيرنگ كه نيست
تنم اينجاست همه فكر وخيالم پيش تو
تو كه آرومي، آخه تو دل تو جنگ كه نيست
وقتي که رفتي ، واسه من حتي دلت تنگ نشد
خونه ي عشق و شناختن كار هر سنگ كه نيست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

اينم از هندونه شب يلدات. بذارشون تو يخچال خنک شه ! يلدا مبارک!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |






